تبليغاتX
دیدنی های شالیز


دیدنی های شالیز

و...................

سلام دوستای گلم دیگه داره پاییز میرسه بعدشم زمستونو برف و اسکی و از این حرفا اومدم 3 تا وسیله جدید برا اسکی به شما معرفی کنم که تا دیر نشده برین بخرین.اگه اهل اسکی باشین به دردتون میخوره

اولیش یه چوب اسکیه

volkl.tigershark.12ft

حس نوینی از اسکی کردن را به فرد می دهد این گفته بسیاری از اسکی بازان حرفه ای و غیر حرفه ای است که از آن استفاده کرده اند. این چوب اسکی ها به لحاظ استفاده از تازه ترین تکنیک های طراحی تحول نوین در ورزش پر طرفدار اسکی ایجاد خواهند کرد چرا که به لطف استفاده از میله های فیبر کربنی  در امتداد چوب اسکی که هم زمان با تغییر جهت های مداوم و سریع اسکی باز و ضربات محیطی وارد شده به آن استحکام موضعی  بیشتری پیدا می کنند و اسکی باز با سرعت بیشتری روی برف سر میخورد

دومیش عینک اسکیه

Super method

در ساخت این عینک از جدید ترین فناوری ساخت کوچک ترین لنزهای جهان استفاده شده است. این انز تضاد نوری قطبی شده را از بین میبرد چون با توجه به تغییر شرایط درجه عبور نور را تغییر میدهد.

سومیش یه تایمره

Hang timer

اسکی بازان همواره میخواهند اطلاعات دقیقی از مدت زمان حضورشان در هوا پس از جهش های بلند خود داشته باشند. این دستگاه در حالی که به دست اسکی باز بسته شده است مدت حضور او را در هوا پس از پرش با اسکی به اطلاع وی برساند.

........................................................................................................................................

راستی خبر ویژه ما ( استقلال عزیزم) بازی رو با ۴ تا گل برد البته من مدرسه بودم ندیدم ولی خبراشو میگرفتم. دمه همه بچه ها گرم همین جوری پیش بریم میریم صدر جدول.

....................................

من تو این انتخاب وب نایت اسکین شرکت کردم دوره همی بخندیم

یه لطف کنین بهم رای بدین

http://night-skin.com/topblog/

نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط شالیز| |

سلام

عنوان پست رو دیدین اینه این فیلم های صمد میمونه

خوب فهمیدین که من عزادار شدم و یکی از بستگانم فوت شده

شوهر خالم فوت شدن مرد خوبی بود روحش شاد (فاتحه یادتون نره حتما بخونین)

...............................................................................................................................

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط شالیز| |

سلام

خاطره این دفعه کاملا مربوط به خودمه و هیچ کدوم از بکسمون توش دخیل نیستن.

راجعبه اتفاقات مشهد هنگامی که من سال اول دبیرستان بودمه.

آخر های دی ماه با مدرسه رفته بودیم مشهد زیارت

برگشتنه یه دخرته خوشگل با محبت ....... ا ببخشید اشتباه شد یهو رفتیم تو شعر.

داشتیم میرفتیم حرم برف اومده بود چه برفی مام برف بازیمون گرفت دوستم به من برف پرت کرد منم اومدم بهش برف پرت کنم که ناظممون بهم گفت نکن من گوش ندادم به حرفش برفرو پرت کردم.

این ناظمه اومد جلو دستشو برد بالا که مثلا منو بزنه

منم پررو بهش گفتم حق نداری منو بزنی اگه دست رو من بلند کنی میرم اداره از دستت شکایت میکنم از مدرسه بندازنت بیرون. تنبیهه بدنی چند ساله منسوخ شده و تخلفه ( لحنم یه ذره بد تر بود)

ناظمم مونده بود من چقدر پررو ام هیچی نگفت به قول معروف دهنش بسته شد رفت.

تو مشهد خیلی سعی کرد حال منو بگیره ولی موفق نشد من اتو دست کسی نمیدم.

اومدیم تهران به مامانم گفت مامانمم رفت مدرسه یه دعوای حسابی باهاشون کرد که چرا ناظمه واسه من گارد گرفته.

انظباتمو داد 19 یا 18.5 درست یادم نیست. واسه سال دوم نمیخواستن منو ثبت نام کنن

ولی با زحماتی ثبت نام شدم.

خداییشم من سال اول پدر این ناظمرو در اوردم....

حالا میگن چوب خدا صدا نداره ما رفتیم خرید یکی از بازرهای اونجا .

مینی بوسمون نگه داشت  ولی جلوی پل نگه نداشت منم فکر کردم مینی بوس جلو پل نگه داشته من درو باز کردم اینه این کارتونا صاف رفتم تو جوب اونم نه از این جوب معمولیا از این جوب ا که 2 متر طولشه 1 متر عرضش حالا من افتادم اون تو دارم میمیرم از خنده حالا ریحانه هم( این ریحانه که میشناسین نه یه ریحانه دیگه) اونم داره اون بالا واسه خودش میخنده بابا یکی بیاد منو در بیاره.....

   خداییش خیلی با نمک بود جالب اینجاس که هیشکی به جز اکیپ خودمون نفهمید من افتادم تو جوب ( نه مدیر نه ناظم نه حتی یکی از معلما) منم سریع مثله برق از اون تو اومدم بیرون

رفتیم خرید برگشتیم این زهرا با ریحانه شوخی شوخی کردن شیشه عطر ریحانه که بوی امشی میداد شکست ریخت تو چمدونو کیسه خواب منو چمدون خودش از اون طرفم زهرا روی ریحانه آب ریخته بود خیس خالی شده بود ازش چیلیک چیلیک آب میچکید.

کلا خیلی خوش گذشت ایشالا شماهام برین بهتون خوش بگذره خیلی اتفاقات دیگم افتاد ولی قشنگاش اینا بود

نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط شالیز| |

برای کاستن از میگرن چه بخوریم

تو.صیه های زیادی در خصوص تغذیه از سوی کارشناسان و متخصصان  برای پیش گیری یا کاستن از شدت حملات میگرنی ذکر شده است که در اینجا به طور کوتاه به آن اشاره می کنیم.

1- مصرف سبزی و میوه تازه در کاهش بروز سردرد موثر است

2- مصرف حبوبات همچون نخود لوبیا ماهی زیتون سیر زنجبیل چغندر خیار هویج کرفس اسفناج و جعفری نیز نقش موثر در کاهش یروز سر درد دارد

3- مصرف ویتامین ب 12 و منیزیم به همراه ویتامین ب6 ار آنجا که سبب تجکع داخلی سلولی منیزیوم و تاثسر گذاری بیشتر آن میشود. در کاهش بروز سردردهای میگرنی به خصوص در زنان تاثیر گذار است

4- مصرف کلسیم به همراه ویتامین د و روغن گل پامچال با دارا بدن خاصیت ضد التهابی در کاهش  بروز سر درد نقش موثر دارد.

5-در کل مصرف برخی مواد غذایی همچون شیر گاو شکلات پنیر سفت و کهنه کنسرو های گوشت و ماهی
آجیل انجیر خرما کشمش پیاز مواد شیریین کننده مورد استفاده در غذاهای رزیمی و قهوه در بروز سر درد و یا شدت آن در کوتاه مدت و یا دراز مدت موثر است.

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط شالیز| |

(یه نکته اسم این سایته که باهاش عکس آپلود میکنن رو میشه به من بدین من لینکشو گم کردم)

سلام آپ این دفعم یه آ چند قسمتیه

خوب تقصیر من چیه هم مناسبت زیاد داریم هم اتفاق زیاد افتاده منم اهل پ.ن نوشتن نیستم پس درنتیجه همرو گله ای مینویسم

خوب دیگه بریم سر اصل مطلب

مهرگانتون  مبارک جشن پاییزتون

امیدوارم بدونین مهرگان چیه  چون من حسه توضیح دادن ندارم ( ایشالا پست بعدی ولی خدایی اگه نمیدونین بگین تا من تو پست بعدی حتما راجع بش توضیح بدم.)

این یه جشن تو آیین ایران قدیم  که هر سال در چنین روزی بر گزار میشود ( 9 مهر)

خوب عیید فطرتون مبارک این یه عید مذهبیه که همتونم ازش خبر دارین و از تعطیلیه 54 شنبش چقدر خدایی چسبید دمه تعطیل کنندش 100 تا آتیش  به ما محصل ها بد جور حال داد.

واسه من کلی دعا کنین.ستتون درد نکنه

خوب اینا قسمت شادیه آپ بود بریم قسمت های بدش

گند زدم به موهام دیروز رفتم جلو آینه گفتم بیام چتری هامو بزنم   یعنی املا گند زدمم نمیدونین زشت بودم زشت ترم شدم ( نگین اعتماد به نفس نداره من بشکه اعتماد به نفسم ولی از قیافم خوشم نمیاد چیکار کنم سلیقم بده)

موهام عینه این مصریا تو سریال یوسف شد یه جوری شدم.

در کل گندی زدم  خواهشا یکم دلداریم بدین تا این غم بزرگ از خاطرم پاک شه

حالا بریم سر موضوع بعدی

مدرسه ما ناظم مدیرش از دستمون فراری شدن و یه سری کادر جدید برامون اوردن

تو این وسط یه معلم پرورشی اوردن جواد منم که نسبت به آدم های جواد آلرژی دارم واسه این شمشیرمو از رو بستم

هر روز به یه عنوانی تو جمع حالشو میگیرم

اینم کم به کلاس ما گیر نمیده یعنی کلا ناظم مدیر و این پرورشیه به کلاس ما گیرن

 این معلم پرورشیه 1 عینک داره طبی بعد این قابش یکم بزرگه بعد رنگشم قرمزه ببینین چه جوادیه همشم به ما گیر میده چرا تو فعالیت نماز جماعت شرکت نمیکننین ( آخه ماها نمازمونو فرادا میخونیم ( البته 1 نفر تو اکیپمون اصلا اهل نماز و روزه نیست اینقدر هم دختر خوبیه گله گل))

مام حالا داریم فعلا اذیتشون میکنیم شما اگه راهه ازیت کردن بلدین بگین به اسم خودتون این 3 تن رو اذیت میکنیم.

 

حالا بریسم سر بحث داغ روز دربی

خوب اینکه معلومه استقلال  میبره پس گفتن نداشت ولی من یاد آوری کردم وضیفه داشتم

خوب من دیگه میخوام برم از تعطیلات لذت ببرم الان جاتون خالی دارم آلبوم نیمه جدید آریان رو گوش میکنم

خیلی باحاله میدونم حمتون گوش کردینش.( من ترک 2 رو خیلی دوست دارم)

 

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:40 بعد از ظهر توسط شالیز| |


Design By : Night Skin

تغیــیر شکل موس