تبليغاتX
دیدنی های شالیز


دیدنی های شالیز

و...................

سلام

خاطره این دفعه کاملا مربوط به خودمه و هیچ کدوم از بکسمون توش دخیل نیستن.

راجعبه اتفاقات مشهد هنگامی که من سال اول دبیرستان بودمه.

آخر های دی ماه با مدرسه رفته بودیم مشهد زیارت

برگشتنه یه دخرته خوشگل با محبت ....... ا ببخشید اشتباه شد یهو رفتیم تو شعر.

داشتیم میرفتیم حرم برف اومده بود چه برفی مام برف بازیمون گرفت دوستم به من برف پرت کرد منم اومدم بهش برف پرت کنم که ناظممون بهم گفت نکن من گوش ندادم به حرفش برفرو پرت کردم.

این ناظمه اومد جلو دستشو برد بالا که مثلا منو بزنه

منم پررو بهش گفتم حق نداری منو بزنی اگه دست رو من بلند کنی میرم اداره از دستت شکایت میکنم از مدرسه بندازنت بیرون. تنبیهه بدنی چند ساله منسوخ شده و تخلفه ( لحنم یه ذره بد تر بود)

ناظمم مونده بود من چقدر پررو ام هیچی نگفت به قول معروف دهنش بسته شد رفت.

تو مشهد خیلی سعی کرد حال منو بگیره ولی موفق نشد من اتو دست کسی نمیدم.

اومدیم تهران به مامانم گفت مامانمم رفت مدرسه یه دعوای حسابی باهاشون کرد که چرا ناظمه واسه من گارد گرفته.

انظباتمو داد 19 یا 18.5 درست یادم نیست. واسه سال دوم نمیخواستن منو ثبت نام کنن

ولی با زحماتی ثبت نام شدم.

خداییشم من سال اول پدر این ناظمرو در اوردم....

حالا میگن چوب خدا صدا نداره ما رفتیم خرید یکی از بازرهای اونجا .

مینی بوسمون نگه داشت  ولی جلوی پل نگه نداشت منم فکر کردم مینی بوس جلو پل نگه داشته من درو باز کردم اینه این کارتونا صاف رفتم تو جوب اونم نه از این جوب معمولیا از این جوب ا که 2 متر طولشه 1 متر عرضش حالا من افتادم اون تو دارم میمیرم از خنده حالا ریحانه هم( این ریحانه که میشناسین نه یه ریحانه دیگه) اونم داره اون بالا واسه خودش میخنده بابا یکی بیاد منو در بیاره.....

   خداییش خیلی با نمک بود جالب اینجاس که هیشکی به جز اکیپ خودمون نفهمید من افتادم تو جوب ( نه مدیر نه ناظم نه حتی یکی از معلما) منم سریع مثله برق از اون تو اومدم بیرون

رفتیم خرید برگشتیم این زهرا با ریحانه شوخی شوخی کردن شیشه عطر ریحانه که بوی امشی میداد شکست ریخت تو چمدونو کیسه خواب منو چمدون خودش از اون طرفم زهرا روی ریحانه آب ریخته بود خیس خالی شده بود ازش چیلیک چیلیک آب میچکید.

کلا خیلی خوش گذشت ایشالا شماهام برین بهتون خوش بگذره خیلی اتفاقات دیگم افتاد ولی قشنگاش اینا بود

نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط شالیز| |


Design By : Night Skin

تغیــیر شکل موس