گیلگامش پادشاهی خودکامه و پهلوان بود. او که نیمهآسمانی است دوسوم وجودش ایزدی و یکسومش انسانی است. حماسه گیلگامش با ذکر کارها و پیروزیهای قهرمان آغاز میشود به گونهای که او را مردی بزرگ در پهنه دانش و خرد معرفی میکند. از جمله او میتواند توفان را پیشبینی کند. مرگ دوست صمیمیاش اِنکیدو او را بسیار منقلب کرده و گیلگامش پای در سفری طولانی در جستجوی جاودانگی میگذارد، سپس خسته و درمانده به خانه بازمیگردد و شرح رنجهایی را که کشیده بر گلنوشتهای ثبت میکند.
حماسه گیلگامش در ایران نیز شهرت دارد. نخستین ترجمه فارسی آن توسط دکتر منشیزاده در سال ۱۳۳۳خ انجام شد و بعد از آن نیز ترجمههای دیگری منتشر شد.
حماسه گیلگامش در ۱۲ لوح ذکر میشود. حوادث این ۱۲ لوح به طور تیتر وار چنین است:
- گیلگامش، آن که از هر سختی شادتر میشود...
- آفرینش انکیدو، و رفتن وی به اوروک، شهری که حصار دارد.
- باز یافتن انکیدو گیلگامش را و رای زدن ایشان از برای جنگیدن با خومبه به، نگهبان جنگل سدر خدایان.
- ترک گفتن انکیدو شهر را و بازگشت وی.
- نخستین رؤیای انکیدو
- بر انگیختن شمش _ خدای سوزان آفتاب _ گیلگامش را به جنگ با هومبابا و کشتن ایشان دروازهبان هومبابا را.
- رسیدن ایشان به جنگلهای سدر مقدس
- نخستین رویای گیلگامش
- دومین رویای گیلگامش
- جنگ با خومبه به و کشتن وی، بازگشتن به اوروک.
- گفت و گوی گیلگامش با ایشتر _ الهه عشق_ و بر شمردن زشتکاریهای او.
- جنگ گیلگامش و انکیدو با نر گاو آسمان و کشتن آن و جشن و شادی بر پا کردن.
- دومین رویای انکیدو
- بیماری انکیدو
- مرگ اانکیدو و زاری گیلگامش
- شتاب کردن گیلگامش به جانب دشت و گفت و گو با نخجیر باز.
- سومین رویای گیلگامش
- رو در راه نهادن گیلگامش در جست و جوی راز حیات جاویدان و رسیدن وی به دروازهٔ ظلمات، گفت و گو با دروازه بانان و به راه افتادن در درههای تاریکی.
- راه نمودن شمش _ خدای آفتاب_ گیلگامش را به جانب سی د.ری سابی تو فرزانه کوهساران نگهبان درخت زندگی
- رسیدن گیلگامش به باغ خدایان
- گفت و گوی گیلگامش و سی دوری سابی تو ؛و راهنمایی سی دوری سابی تو، خاتونی فرزانه، گیلگامش را به جانب زورق اوتنپیشتیم. دیدار گیلگامش و اورشه نبی کشتیبان ؛ به کشتی نشستن و گذشتن از آبهای مرگ.
- دیدار گیلگامش و ئوت نه پیش تیم دور، گیلگامش را ؛ و شکست گیلگامش. آگاهی دادن اوتنپیشتیم دور، گیلگامش را ار راز گیاه اعجاز امیز دریا.
- به دست آوردن گیلگامش گیاه اعجاز آمیز را و خوردن مار، گیاه را و بازگشت گیلگامش به شهر اوروک
- عزیمت گیلگامش به جهان زیرین خاک و گفت و گوی او با سایه انکیدو. پایان کار گیلگامش.